تبلیغات
شعر,poem,داستان,story,متافیزیک - دکتر علی شریعتی (دلم تنگ است)
 
شعر,poem,داستان,story,متافیزیک
اس ام اس,جک,چیستان,ضرب المثل,انواع داستان و ...
درباره وبلاگ


داستان , رمان , شعر , تست هوش , تست روانشناسی , اس ام اس , جک , ضرب المثل , داستان کوتاه , متافیزیک , poe , verse , poesy , rime , balladry

مدیر وبلاگ : سید سید
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از بخش های وبلاگ را بیشتر می پسندید ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دلم گرفته از این روزها ، دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
چگونه سر کند اینجا ترانه خود را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که روبرو سنگ است ..........

...........
دلم گرفته از این روزها ، دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
چگونه سر کند اینجا ترانه خود را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که روبرو سنگ است .
خورشید در پس کوههای ستبر عزم رفتن دارد و من در غروب دلتنگی ، دست پریشان دل را فشرده ام و سر بر شانه آشفتگی به دنبال زانوی محرمی می گردم .
نخلستان بنی نجار کجاست ؟
حلقوم چاههای آشنایش کو ؟
بهانه ای در حلقومم گره خورده است !
بهانه ای که هجم هجومش تکلف کلامم را از هم پاشیده است .
آشنایان معذورم بدارید از ادیبانه سخن گفتن که سوزش این زخم چنان آه از نهادم بر آورده است که رشته هم ضابطه های نیک سخن گفتن را دریده است .
بگذارید چون او سخن بگویم و و بی هیچ تکلفی از درد بنالم .
دیروز بود که آمدی ، ازدل کویر ، کویری که تو را جوشاند تا چشمه زلالی باشی برای همیشه حلقوم های تشنه و دست جادوگر دنیا در برابر این عطای عظمی چه تقدیر شگفتی از کویر نمود که تا انتهای ابد نامش را در قاموس دلهای دگرگونه جاودانه ساخت که پیش از تو کویر تنها یک برهوت گمشده بود و پس از تو یک آشنا سرزمین کشف ناپذیر .
دیروز که آمدی چشمه زلالی شدی برای حلقومهای تف دیده اندیشه مان ، دستها ی سرگردانمان را فشردی و بی هیچ تاملی در کوچه های بن بست، درب گلین خانه فاطمه را نشانمان دادی .
خانه کوچکی که خود سرودی از همه تاریخ بزرگتر بود .
دیروز که آمدی قفل تمامی دربهای کلید شده اندیشمه مان را شکستی و یاری مان دادی که علی را کشف کنیم .
دیروز که آمدی ...
چه می گویم ؟ مگر می شود حجم آنهمه حادثه را دردخمه کوچک ذهن گنجاند . مگر می شود تو را و عظمت اندیشه ات را به وصف نشست که تو در حصار تنگ کلام نمی گنجی . عظمت تو را تنها باید به تماشا نشست ، به چشیدن ،به لمس کردن که حجم تو ای کشف ناپذیر ، هرگز به حقارت دستهای کوچکمان نمی آید .
بگذار وصف تو را به دیگر سوی نهم و چون همیشه که از هجوم حجم تنهایی به تو پناه می آوردم ، این بار نیز زانوی محرمت را بیابم و سنگینی حلقومم را برای آن مویه کنم که توصیف تو به چه کار می آید ؟
توصیف تو به چه کار می آید ؟
نه تو آنقد رکوچکی که من با تلاش حقیرانه ام بزرگ نشانت دهم و نه آنقدر من بی دردم که دامن درکت را رها کنم و جدای از تو به توصیف بنشینم .
تو به من آموختی که در اوج همه تنهایی ها و سردرگمی ها و پریشانی ها ، برای رهایی از عقده های بغض که نه ، چه می گویم ؟! اگر بغضها نباشند ، یقینا " بی تفاوتی ها هستند ، غفلتها هستند ، فراموشی ها هستند ؛ برای یاد آوری اصالتها و آرمانها و عشقها و شورها ، برای ترس از فراموشی خویشتن ، نامه ای بنگارم ، نامه ای برای همه عصر ها و نسلها
و من سنت تو را برای تو می نویسم ، تویی که محرم ترینی برای این حلقوم .
ای بی قرار ترین میهمان شام !
اندکی در شام دلم قرار گیر ، اگر چه میدانم که حجم حضورت در حقیرستان دلم نمی گنجد .
سالهاست که تو رفته ای ، آنچنان شتابناک که از خویشتن شرممان شد .
سالهاست که تو رفته ای ، اما هنوز مصلحت اندیشان ما ،مصلحت نمی بینند که تو زنده باشی و اندیشمندان ما صواب را در این دیدند که هنوز تو اشتباهاتی داشته باشی و این اشتباهات بهانه ای باشد که در جمع دوستداران تو حضور نیابند .
اشتباهاتی که نمی دانم چرا هیچ کس نمی داند که مصداقش در چیست ؟
تو گویی هیچ کس علاقه ای به نشان دادن مصادیقش ندارد .
من اما ،
من اما ، اگر حلقوم اندیشه ام یاری دهد ، خواهم گفت که اشتباهات تو چیست و چه کسانی از آن رنج می برند ، رنج که نه ،
بگذار بگویم برادر ،
بگویم که اشتباهات تو زیستن خیلی ها را به خطر انداخته است .
همان گونه که نامت ، نان خیلی ها را به خطر انداخته است .
خیلی هایی که میشناختی ، می شناسم و خواهند شناخت .




نوع مطلب : اشعار دکتر شریعتی(shariati)، 
برچسب ها : دکتر علی شریعتی (دلم تنگ است)، جمله های شریعتی، شریعتی، علی شریعتی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 28 تیر 1392
سید سید
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 08:41 ق.ظ
You've made some decent points there. I checked
on the net to find out more about the issue and found most individuals will go along with
your views on this website.
دوشنبه 1 خرداد 1396 03:51 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this web site is loading extremely slow for me.

Is anyone else having this issue or is it a problem on my end?

I'll check back later and see if the problem still exists.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:49 ق.ظ
I'm so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the accidental misinformation that's
at the other blogs. Appreciate your sharing this best doc.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:35 ق.ظ
Hi there are using Wordpress for your site platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own. Do you require any html coding expertise to make your own blog?
Any help would be really appreciated!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:28 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this web site
is loading incredibly slow for me. Is anyone else
having this issue or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر