تبلیغات
شعر,poem,داستان,story,متافیزیک - فروغ فرخزاد(دلم برای باغچه می سوزد)
 
شعر,poem,داستان,story,متافیزیک
اس ام اس,جک,چیستان,ضرب المثل,انواع داستان و ...
درباره وبلاگ


داستان , رمان , شعر , تست هوش , تست روانشناسی , اس ام اس , جک , ضرب المثل , داستان کوتاه , متافیزیک , poe , verse , poesy , rime , balladry

مدیر وبلاگ : سید سید
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از بخش های وبلاگ را بیشتر می پسندید ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دلم برای باغچه می سوزد

کسی به فکر گل ها نیست 
کسی به فکر ماهی ها نیست 
کسی نمی خواهد 
باورکند که باغچه دارد می میرد 
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است 
که ذهن باغچه دارد آرام آرام 
از خاطرات سبز تهی می شود 
و حس باغچه انگار 
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست .........

.............
دلم برای باغچه می سوزد

کسی به فکر گل ها نیست 
کسی به فکر ماهی ها نیست 
کسی نمی خواهد 
باورکند که باغچه دارد می میرد 
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است 
که ذهن باغچه دارد آرام آرام 
از خاطرات سبز تهی می شود 
و حس باغچه انگار 
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست .
حیاط خانه? ما تنهاست 
حیاط خانه? ما 
در انتظار بارش یک ابر ناشناس 
خمیازه می کشد 
و حوض خانه? ما خالی است 
ستاره های کوچک بی تجربه 
از ارتفاع درختان به خاک می افتد 
و از میان پنجره های پریده رنگ خانه? ماهی ها 
شب ها صدای سرفه می آید 
حیاط خانه? ما تنهاست .

پدر میگوید : 
( از من گذشته ست
از من گذشته ست 
من بار خود را بردم
و کار خود را کردم )
و در اتاقش ، از صبح تا غروب ،
یا شاهنامه می خواند 
یا ناسخ التواریخ 
پدر به مادر می گوید :
( لعنت به هر چی ماهی و هر چه مرغ 
وقتی که من بمیرم دیگر 
چه فرق می کند که باغچه باشد 
یا باغچه نباشد
برای من حقوق تقاعد کافیست . )

مادر تمام زندگیش 
سجاده ایست گسترده 
درآستان وحشت دوزخ 
مادر همیشه در ته هر چیزی 
دنبال جای پای معصیتی می گردد
و فکر می کند که باغچه را کفر یک گیاه 
آلوده کرده است .
مادر تمام روز دعا می خواند
مادر گناهکار طبیعیست 
و فوت می کند به تمام گلها 
و فوت می کند به تمام ماهی ها 
و فوت می کند به خودش 
مادر در انتظار ظهور است 
و بخششی که نازل خواهد شد .

برادرم به باغچه می گوید قبرستان 
برادرم به اغتشاش علفها می خندد 
و از جنازه? ماهی ها 
که زیر پوست بیمار آب 
به ذره های فاسد تبدیل می شوند
شماره بر می دارد 
برادرم به فلسفه معتاد است 
برادرم شفای باغچه را 
در انهدام باغچه می داند .
او مست می کند 
و مشت میزند به در و دیوار 
و سعی میکند که بگوید 
بسیار دردمند و خسته و مأیوس است
او ناامیدیش را هم 
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش 
همراه خود به کوچه و بازار می برد 
و نا امیدیش 
آن قدر کوچک است که هر شب 
در ازدحام میکده گم می شود .

و خواهرم که دوست گلها بود 
و حرفهای ساده? قلبش را 
وقتی که مادر او را می زد 
به جمع مهربان و ساکت آنها می برد
و گاه گاه خانواده? ماهی ها را 
به آفتاب و شیرینی مهمان می کرد ...
او خانه اش در آن سوی شهر است 
او در میان خانه مصنوعیش 
با ماهیان قرمز مصنوعیش 
و در پناه عشق همسر مصنوعیش 
و زیر شاخه های درختان سیب مصنوعی 
آوازهای مصنوعی می خواند 
و بچه های طبیعی می سازد 
او 
هر وقت که به دیدن ما می آید 
و گوشه های دامنش از فقر باغچه آلوده می شود 
حمام ادکلن می گیرد 
او 
هر وقت که به دیدن ما می آید 
آبستن است .

حیاط خانه? ما تنهاست 
حیاط خانه? ما تنهاست 
تمام روز 
از پشت در صدای تکه تکه شدن می آید 
و منفجر شدن 
همسایه های ما همه در خاک باغچه هاشان به جای گل 
خمپاره و مسلسل می کارند 
همسایه های ما همه بر روی حوض های کاشیشان
سر پوش می گذارند 
و حوضهای کاشی
بی آنکه خود بخواهند 
انبارهای مخفی باروتند 
و بچه های کوچه? ما کیف های مدرسه شان را 
از بمبهای کوچک 
پر کرده اند .
حیاط خانه? ما گیج است .

من از زمانی 
که قلب خود را گم کرده است می ترسم 
من از تصور بیهودگی این همه دست 
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم
من مثل دانش آموزی
که درس هندسه اش را 
دیوانه وار دوست می دارد تنها هستم 
و فکر می کنم که باغچه را می شود به بیمارستان برد 
من فکر می کنم ...
من فکر می کنم ...
من فکر می کنم ...
و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است 
و ذهن باغچه دارد آرام آرام 
از خاطرات سبز تهی می شود .




نوع مطلب : اشعار فروغ فرخزاد(forough)، 
برچسب ها : فروغ فرخزاد(دلم برای باغچه می سوزد)، شعرهای فروغ فرخزاد، اشعار فرخزاد، فروغ فرخزاد، اشعار فروغ فرخزاد، شعر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 تیر 1392
سید سید
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:20 ق.ظ
Nice answers in return of this question with real arguments and telling
the whole thing about that.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر