شعر,poem,داستان,story,متافیزیک
اس ام اس,جک,چیستان,ضرب المثل,انواع داستان و ...
درباره وبلاگ


داستان , رمان , شعر , تست هوش , تست روانشناسی , اس ام اس , جک , ضرب المثل , داستان کوتاه , متافیزیک , poe , verse , poesy , rime , balladry

مدیر وبلاگ : سید سید
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از بخش های وبلاگ را بیشتر می پسندید ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قهقهه و رقص

وقتی نخواهم به چیزی فکرکنم ازاین دواستفاده می کنم هنوزپزشکها مثل مشروب و تریاک نتواتنستندعوارضی برایش پیدا کنند،لازم هم نیست بنشینی، کف دستهایت را به هم بچسبانی، نفس عمیقی بکشی و... یادم نیست استاد یوگا می گفت. به شما هم توصیه می کنم ،مسکن خوبی هستند: قهقهه و رقص.
«آخ یواش دختر»، عکس پاسورفیلم شو.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان تخیلی، 
برچسب ها : قهقهه و رقص، داستان تخیلی، داستان کوتاه، داستان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 16 خرداد 1392
سید سید
اینجا بچه ها دست به پرنده هایی که از لانه افتاده‌اند نمی زنند. مبادا بوی آدم بگیرند. می‌گویند وقتی جوجه‌ها بوی آدم ‏می گیرند ممکن است حتی پدر و مادرشان هم با آنها غریبی کنند. غریبی درد بدی است. خدا نکند کسی به غریبی ‏بیفتد. مهم نیست کجاست. مهم نیست چقدر دور است. اصلا دور و نزدیکی در مقابل غریبی حرفهای بی اهمیتی ‏هستند. احساس غریبی در من از زمانی پیدا شد که بوی آدم گرفتم. یک گنجشک ایرانی مثل تمام گنجشکهای دنیا، پر ‏سر و زبان و سحر خیز بودم. همچین ازین شاخه به آن شاخه می‌پریدم که برگ از برگ تکان نمی‌خورد.‏
گاهی وقتی.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان تخیلی، 
برچسب ها : گنجشک ایرانی، داستان تخیلی، داستان کوتاه، داستان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 16 خرداد 1392
سید سید
كلك مردانه

شخصی نقل میکرد که وقتی به شیراز رفته بودم و در خانه پیرزنی جهت اقامت وارد شدم ، ناگاه در فضای خانه دختر صاحبخانه را دیدم و یکدل نه که صد دل عاشق او شدم . نزد پیرزن رفته و شرح حال خودم را گفتم . 
پیرزن گفت : این مطلب بسیار سهل و آسان است تو فقط تدارک عروسی را بگیر باقی کارها را من درست می کنم . 
پس مبلغی پول از من گرفته و بعد از ساعتی جمعی از زنان و مردان را به خانه آورد ، پس ملائی به نزد من امده و من او را وکیل نمودم .
آنگاه صیغه عقد خوانده و دهان ها شیرین شد ، پس از ساعتی.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان تخیلی، 
برچسب ها : داستان كلك مردانه، داستان تخیلی، داستان کوتاه، داستان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 16 خرداد 1392
سید سید
چه کسی از ویس و رامین می ترسد و چرا؟

شاه شاهان « شاه موبد» که قصد ازدواج با « شهرو» ملكه زیبای « ماه آباد» را داشته در مقابل مخالفت « شهرو» با اوعهد كرد كه اگر شهرو، دختری بزاید نامزد شاه باشد.  شهرو، «ویس» را زایید.  مادر عهد شكست و او را به «ویرو» برادر «ویس» داد.   لیكن شاه موبد با ویرو به جنگ و نزاع برخاست و چون به زور بر او غالب نشد به حیله ویس را از دژ بیرون آورد و به خراسان برد.  در راه «رامین» برادر جوان شاه موبد به ویس دل باخت، ویس نیز چندی بعد عاشق رامین شد و هردو از دست شاه موبد گریختند.

    از اینجا به بعد.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان تخیلی، 
برچسب ها : چه کسی از ویس و رامین می ترسد و چرا، داستان تخیلی، داستان کوتاه، داستان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 16 خرداد 1392
سید سید


 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic